هنگام خواستگاري خانم نوری و آقای نوری شعري بين آنها ردو بدل شد که مصراع اول اين ابيات سوالهاي آقاي نوري است و مصراعهاي دوم جواب هاي همسر و همراهشان می باشد :
" زورق مضروب جسمم بسته جان شماست
باد بان روح من برپا به ايمان شماسـت
همسفر با من چرايي اندراين درياي درد
درد شعر عاشقان و عشق درمان شما
صد بلا باشد در اين ره باز ترديدي كنيد
کربلا مهرم بود هستم به پيمان شما
گر برد موج فنا بي رحم در گردابتان
در فناي في الله ام دامان رحمان شما
چون هنرمندم شريكم گشته ايي در اين مسير
در ميان صد هنر احسن به ايمان شما
از كجا دانيد خواهان چه هستم در نهان
هر كه گويد راز من گويد به پيمان شما "
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386 ساعت توسط دلدار
|