تبليغاتX
جانباز هنرمند حسین آقا نوری
بسم الله النور، بسم الله نور النور، بسم الله نور على نور، بسم الله الذى هو مدبر الامور، بسم الله الذى خلق النور من النور، الحمدلله الذى خلق النور من النور و انزل النور على الطور فى كتاب مسطور فى رق منشور بقدر مقدور على نبى محبور الحمدلله الذى هو بالعز مذكور و بالفخر مشهور و على السراء و الضراء مشكور و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.


جانباز هنرمند حسین آقا نوری










 

 

 

          در وصف مردی مرد ، هنر مندي پر شور ، جانبازی پايمرد چون حسین نوری كه کوچه پس کوچه های عشق و صفا و عهد را به پایان برده است و مظهر غرق در مقام محبوب است، همين بس كه او  مصداق اسم شریف و مبارکش مي باشد كه هر اسمي مظهر ذات است . او از حسین علیه اسلام آموخته است كه نزديكترين به عباس باشد.او جانبازی را همچون عباس علیه اسلام انتخاب كرده است كه اگر پایش را زدند با دست و اگر دستش را زدند، با دندان مشک و قلم را به مقام عشق رساند و نور حق را با صفای شيرين و شهد قامتش تصویر سازد و قلم زند.

او از سالار مردان عصر خود است و در حالي است كه همت ، نزد او كم آورده است .

وجود بلندش و روح پاك و مصفايش بي هیچ تذکری ، ذکر است وآن حال گرامش نا گفتني .

2- زندگینامه:

حسین نوری در تابستان 1333 در مشهد مقدس دیده به جهان گشود . در 6 سالگی پدر را از دست داد مادر فداكارش او و برادرش را با زحمات طاقت فرسا سرپرستی كرد. حسین تحصیلات ابتدايي خود را در مشهد گذراند و همزمان هنر نقاشی را نزد اساتید و نگار گران آستان قدس رضوی فرا گرفت.

هنرهای نمایشی و موسیقی را تجربه كرد و استعداد خود را در ورزش ژيمناستيك و دو میدانی نیز نشان داد. براي گذراندن دوره متوسطه با استفاده از بورسیه به تهران اعزام شد. ضمن تحصیل با مشاهده سوء استفاده های رژیم از محیط هنرستان و هنر جویان براي جشن های شاهنشاهی  پارتی های فساد انگیز به مبارزه مخفي پرداخت.

حدود سالهای 50 و 51 با نوشتن يك نمایش طنز سياسي و کارگردانی و بازي در آن شناسايي شد و مورد شکنجه قرار گرفت و از ناحیه دست ، پا ، حنجره و بعضی از اعضای داخلی دچار نارسايي شد و به افتخار جانبازی نائل گردید. در سالهای 56 و 57 سه نمایشگاه نقاشی در شهرهای تربت جام ، مشهد و تهران برپا نمود.

پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز تا سال 1379 بیش از يكصد نمایشگاه جمعي و انفرادی در موقعیت های گوناگون از موزه های هنر های معاصر گرفته تا شهرهای محروم مرزی برگزار كرده است.وی در سال 1358 ، در بخش فرهنگی جهاد سازندگی به امور هنری و سپس تولید فیلم پرداخته و در كارهاي مختلف به عنوان نویسنده ی ، کارگردان ، تهیه کننده و تدوین گر ایفا نقش كرده و به صورت مستقل نیز با صدا و  سيماي مرکز خراسان همکاری نموده است.

همسر اقای نوری ناديا مفتوني  متولد. سال 1344 در تهران . تحصیلاتش را در مدرسه استعدادهای درخشان گذراند و در رشته فيزيك کاربردی وارد دانشگاه صنعتی شریف شد.  درآن زمان تحصیلات موفقی داشت و به همين خاطر بود كه استاد شان آقای دکتر انواری به ایشان لقب دانشجوی نابغه را داده بودند .

در همين زمان بود كه با آقای نوری آشنا شد و به ایشان دل بستند چون ایشان ساکن تربت جام بودند تحصیلات خود را نیمه كاره رها كرده و با ایشان به تربت جام رفتند. و زندگی مشتركشان را از سال1363 شروع کردند.

بعد از گذشت 7 سال آقای نوری مایل بودند كه به مشهد بروند .  در این زمان توانستند در مدرسه علمیه جامعه الرضويه ، مشغول به خواندن دروس حوزوي شدند. ویس از مدّتی به عنوان مدرس فلسفه مشغول به تدریس بودند.و در طی 6 سال دوره تحصیلی  همیشه به عنوان طلبه ممتاز معرفی می شدند.

 بعد از آن در مشهد براي خانمها رده بالاتری در حوزه  وجود نداشت به همبن خاطر با خواهش آقای نوری براي ادامه تحصیل ،در سال 78 در كنكور سراسری شرکت کردند و با رتبه 28دوباره  وارد دانشگاه شدند . رشته تحصیلی اش فلسفه و کلام اسلامی در دانشگاه تهران  بود.

 در طول سه سال دوره كارشناسي را تمام کرده و بلافاصله با رتبه اول در دوره كارشناسي ارشد مشغول به تحصیل شدند و كل دوره فوق لیسانس را در دو ترم تمام کردند. و در تابستان سال 1382از پايان نامه اش را با موضوع " بررسی تطبیقی فلسفه از دیدگاه ارسطو ، ابن سينا ، ابن رشد و فارابی " ، دفاع كردتد . معدل دوره كارشناسي اش 5/19 بود و حال در دوره دکترا در همين رشته مشغول تحصیل هستند.

آقای نوری در سطح كشورو بيشتر در دانشگاهها، گروههای تئاتر زيادي دارند كه تا به حال اجراهای موفقی داشته است و همسرشان تهیه كننده و مدیریت  این گروهها را عهده دار بوده اند. بعد از ازدواج  آقای نوری نقاشی را به ایشان یاد دادند و تابه حال نمایشگاههای متعددی به صورت فردی و گروهی  از آثارشان داشته اند.                                                                                 

 گفته دکتر مفتونی در مورد خواستگاری شان:                                                   (من از ایشان خواستگاری کردم. و چون ایشان جانباز بودند از نظر عرفی خواستگاری من از ایشان ، هيچ مشکلی به  وجودنياورد. در هنگام خواستگاری من و ایشان، شعری بین ماردو بدل شد كه اگر مایل باشيد برايتان مي خوانم . مصرع اول اين ابیات سوالهای آقای نوری است و مصراعهاي دوم جواب هاي من است :

خانم دكتر ناديا مفتوني همسر جانباز هنرمند حسين نوري

"  زورق مضروب جسمم بسته جان شماست

باد بان روح من برپا به ايمان شماسـت

همسفر با من چرايي اندراين درياي درد

درد شعر عاشقان و عشق درمان شما

صد بلا باشد در اين ره باز ترديدي كنيد

كربلا مهرم بود هستم به پيمان شما

گر برد موج فنا بي رحم در گردابتان

در فناي في الله ام دامان رحمان شما

چون هنرمندم شريكم گشته ايي در اين مسير

در ميان صد هنر احسن به ايمان شما

از كجا دانيد خواهان چه هستم در نهان

هر كه گويد راز من گويد به پيمان شما  "

 

براي نوشتن اين زندگينامه از روش مصاحبه استفاده شده است. و دليل انتخاب زندگي اقاي نوري نقاشي كشيدن ايشان با لب است.به دليل از كار افتادگي دست و پايشان بر اثر شكنجه با لب نقاشي مي كشند.چيزي كه اقاي نوري را از افراد معمولي جدا مي كند و باعث شده زندگينامه ايشان نوشته شود سعي وپشتكار و اراده زيادشان بوده است. با وجود از كار افنادگي دست و پاهاشان نا اميد نشدند و به نقاشي كشيدن خود ادامه دادند.همچنين به همسر خود نقاشي كشيدن را اموختند.  چندين بار در ايران و خارج از ايران نمايشگاه نقاشي هايشان بر گزار شده است نكته قابل توجه ديگر در زندگينامه ايشان خواستگاري خانم مفتوني(همسرشان)از ايشان است و به گفته خانم مفتوني چون اقاي نوري جانباز بودند خواستگاري ايشان از نظر عرفي مشكلي نداشت و مهريه شان مهر كربلا است.. همچنين اقاي نوري مشوق همسرشان براي ادامه تحصيل بوده اندو همسرشان در حال حاضر دكتراي فلسفه دارند و از اساتيد دانشگاه تهران هستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت   توسط دلدار  |